az inja ta karbala--+-- از اينجا تا كربلا

 

عقاید اقوام مختلف

عقاید اقوام مختلف جهان درباره مصلح موعود :
 

 

مسأله عقیده به ظهور مصلحى جهانى در پایان دنیا امرى عمومى و همگانى است، و اختصاص به هیچ قوم و ملّتى ندارد. سر منشأ این اعتقاد کهن و ریشه دار، علاوه بر اشتیاق درونى و میل باطنى هر انسان ـ که به طور طبیعى خواهان حکومت حقّ و عدل، و برقرارى نظام صلح و امنیّت در سرتاسر جهان است ـ نویدهاى بى شائبه پیامبران الهى در طول تاریخ بشریّت به مردم مؤمن و آزادى خواه جهان است.
تمام پیامبران بزرگ الهى در دوران مأموریّت الهى خود به عنوان جزیى از رسالت خویش به مردم وعده داده اند که در آخر الزمان و در پایان روزگار، یک مصلح بزرگ جهانى ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بى دینى و بى عدالتى را در تمام جهان ریشه کن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.
سیرى کوتاه در افکار و عقاید ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چین، ایران و یونان و نگرش به افسانه هاى دیگر اقوام مختلف بشرى، این حقیقت را به خوبى روشن و مسلّم مى سازد که همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقاید و اندیشه هاى متضادّى که با یکدیگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانى، بسر مى برند.
اینک براى این که در باره این موضوع سخنى به گزاف نگفته باشیم فهرست مختصرى از بازتاب این عقیده را در میان اقوام و ملل مختلف جهان در اینجا مى آوریم:

 
1 ـ ایرانیان باستان معتقد بودند که: «گرزا سپه» قهرمان تاریخى آنان زنده است و در «کابل» خوابیده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى کنند تا روزى که بیدار شود و قیام کند و جهان را اصلاح نماید.
2 ـ گروهى دیگر از ایرانیان مى پنداشتند که: «کیخسرو» پس از تنظیم کشور و استوار ساختن شالوده فرمانروایى، دیهیم پادشاهى به فرزند خود داد و به کوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزى ظاهر شود و اهریمنان را از گیتى براند.
3 ـ نژاد اسلاو بر این عقیده بودند که از مشرق زمین یک نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنیا مسلّط گرداند.
4 ـ نژاد ژرمن معتقد بودند که یک نفر فاتح از طوایف آنان قیام نماید و «ژرمن» را بر دنیا حاکم گرداند.
5 ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «مارکو کرالیویچ» را داشتند.
6 ـ برهمائیان از دیر زمانى براین عقیده بودند که در آخر زمان «ویشنو» ظهور نماید و بر اسب سفیدى سوار شود و شمشیر آتشین بر دست گرفته و مخالفین را خواهد کشت، و تمام دنیا «برهمن» گردد و به این سعادت برسد.
7 ـ ساکنان جزایر انگلستان، از چندین قرن پیش آرزومند و منتظرند که: «ارتور» روزى از جزیره «آوالون» ظهور نماید و نژاد «ساکسون» را در دنیا غالب گرداند و سعادت جهان نصیب آنها گردد.
8 ـ اسن ها معتقدند که پیشوایى در آخر الزمان ظهور کرده، دروازه هاى ملکوت آسمان را براى آدمیان خواهد گشود.
9 ـ سلت ها مى گویند: پس از بروز آشوبهایى در جهان، «بوریان بور ویهیم» قیام کرده، دنیا را به تصرّف خود درخواهد آورد.
10 ـ اقوام اسکاندیناوى معتقدند که براى مردم دنیا بلاهایى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودین» با نیروى الهى ظهور کرده و بر همه چیره مى شود.
11 ـ اقوام اروپاى مرکزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.
12 ـ اقوام آمریکاى مرکزى معتقدند که: «کوتزلکوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پیروز خواهد شد.
13 ـ چینى ها معتقدند که «کرشنا» ظهور کرده، جهان را نجات مى دهد.
14 ـ زرتشتیان معتقدند که: «سوشیانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دین را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.
15 ـ قبایل «اى پوور» معتقدند که: روزى خواهد رسید که در دنیا دیگر نبردى بروز نکند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پایان جهان است.
16 ـ گروهى از مصریان که در حدود 3000 سال پیش از میلاد، در شهر «ممفیس» زندگى مى کردند، معتقد بودند که سلطانى در آخرالزمان با نیروى غیبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بین مى برد و مردم را به آرامش و آسایش مى رساند.
17 ـ گروهى دیگر از مصریان باستان معتقد بودند که فرستاده خدا در آخر الزمان، در کنار خانه خدا پدیدار گشته، جهان را تسخیر مى کند.
18 ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق کتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند که ظهور خواهد کرد و حکومت واحد جهانى را تشکیل خواهد داد.
19 ـ یونانیان مى گویند: «کالویبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد کرد، و جهان را نجات خواهد داد.
20 ـ یهودیان معتقدند که در آخر زمان «ماشیع» (مهدى بزرگ) ظهور مى کند و ابد الآباد در جهان حکومت مى کند، او را از اولاد حضرت اسحاق مى پندارند، در صورتى که «تورات»، کتاب مقدّس یهود، او را صریحاً از اولاد حضرت اسماعیل دانسته است.
21 ـ نصارا نیز به وجود حضرت مهدى(علیه السلام) قایلند ومى گویند: او در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و عالم را خواهد گرفت، ولى در اوصافش اختلاف دارند.([7])
آنچه از نظر خوانندگان گرامى گذشت ـ گرچه همه آنها با حضرت مهدى(علیه السلام)کاملاً تطبیق نمى کند و حتّى برخى از آنها اصلاً با مهدى موعود اسلام وفق نمى دهد. ـ از یک حقیقت مسلّم حکایت مى کند و آن این که:
این افکار و عقاید و آرا که همه آنها با مضمون هاى مختلف، از آینده اى درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان خبر مى دهند، نشانگر این واقعیّت است که همه آنها در واقع از منبع پر فیض وحى سرچشمه گرفته است، و لکن در برخى از مناطق دور دست که شعاع حقیقت در آنجا کمتر تابیده است در طول تاریخ به تدریج از فروغ آن کاسته شده، و فقط کلّیاتى از نویدهاى مهدى موعود و «مصلح جهانى» در میان ملّتها به جاى مانده است.
البته سالم ماندن این نویدها در طول قرون متمادى، خود بر اهمیّت موضوع مى افزاید، و مسأله «مهدویّت» و ظهور مصلح جهانى را قطعى تر مى کند.
بنابراین، عقیده به ظهور مبارک حضرت مهدى(علیه السلام) در آخر الزمان یک عقیده عمومى است و اگر کلمه «مهدى» و واژه هاى دیگر را ـ که پیروان سایر ادیان و مذاهب مختلف جهان بر آن حضرت اطلاق مى کنند ـ از قالب اصطلاح اختصاصى آنها درآوریم، و آن حضرت را «نجات بخش بزرگ آسمانى» یا «مصلح جهانى» و یا «رهایى بخش غیبى» بنامیم، اختلاف اسمى هم رفع مى شود.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        جمعه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٧ - مصطفی

گل یاس

از عطر گل یاس هوای دل من بارانی است
حاصل عشق به زهرا به جهان شیدایی است
لیک مگذار نشیند به رخت غصه و غم ای عاشق
هر که دارد به دلش کینه زهرا ثمرش رسوایی است

سلام

ایام فاطمیه بر تمام محبین خانم فاطمه تسلیت باد.

به امید ظهور منتقم خون یاس شکسته بال...

امروز گل یاس خانه نیز دیگر عطرو زیبایی ندارد،بارانی نمی بارد تا به آن زیبایی وطراوت دهد.

امروز کوچه ها در سکوت غم باری نشسته اند. در شهر نیز گویی گرد مرگ پاشیده اند!

امروز همه حتی آسمان وزمین ودرختان نیز در سوگ بانویی به سر می برند.راستی چه شد؟! کسی نیست که این سوال را در کوچه پس کوچه های مدینه تکرار کند. بانویی که با بدن کبود ودلی شکسته به نزد پدر رفت تا شاید او مرحمی بر دردهای او باشد، دردهایی که هر کسی نمکی بجای مرحمی برآن شد. دیگر نخواهم گفت ونخواهم سرود که بانوی گل یاس که بود که می دانم تونیز می دانی؛بانوی گل یاس همان مروارید آسمان آبی ومادر11 ستاره بود؛بانوی گل یاس دختر خورشید وماه وهمسر ولایت مادر صبر وشجاعت مادر،.... و دیگر قلم وذهن توان یاری نمی دهد که ئر مورد بانوی گل یاس بنویسم وتنها می گویم او نامی دارد بی همتا؛فاطمه  و فاطمه همان بود که بود.

ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم *** محتاج عطا وکرم فاطمه ایم

یک عمر چوشمع گر بسوزیم *** دلسوختهء عمر کم فاطمه ایم

فاطمیه تلخترین حادثه وروزاست که بر خاندان عصمت وطهارت گذشت ویادش همواره آن اسوهای پاک را اندوهیگن می سازد.فاطمیه شیعیان رابه یاد آتش ودود می اندازد.

فاطمِه مدِِِِِِِینه را به یاد سیلی وغم زهرا می اندازد.فاطمیه همه را به یاد سینه سوراخ وشهادت طفلی معصوم می اندازد.فاطمیه همه را به یاد غم علی می اندازد.فاطمیه همه را به یاد تنهایی علی ویتیمی کودکان خانه می اندازد.فاطمیه همه را به یاد بقیع می اندازد.فاطمیه همه را به یاد.............

کاش در روز حادثه، در پشت در زهرا نبود

شاهد پهلوی شکست زینب کبری نبود

کاش وقت درشکست پای دشمن می شکست

تا که میخ در،نشان سینهء زهرا نبود

در میان کوچه وقت خوردن سیلی زخصم    

مجتبی همراه زهرا نبود؛ گر مولا نبود

این شنیدم مادر سادات را سیلی زدند

کاش وقت  خوردن سیلی حسین آنجا نبود

کاش یک تن بود در آنجا می گفت این سخن

کشتن شش ماهه پاداش ذوی القربی نبود

کاش وقت تازیانه خوردن دخت نبود

دست بسته در کف خصم دنی مولا نبود

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٧ - مصطفی

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        جمعه ٩ فروردین ،۱۳۸٧ - مصطفی

مدینه و کربلا

امروز هر جوری میخوام شعر بگم برمیگرده به مادرمون حضرت فاطمه ... . اون شعر خانم فاطمه زهرا رو میزارم واسه بعد.


عجب . چقدر آدم خوب زیاد داریم. خدا مارم کمک کن. امام رضا فدات شم دستم و بگیر.
این شعر رو خودم گفتم. البته شاید فقط در حد عقل کوچیک من باشه و ایشالله ارباب من رو ببخشه.
 


بین مدینه عاشقانه در غم است                                این نوا از مادرم یا زینب است؟
کعبه امشب در دلش شوری به پاست                               چون مدینه کربلا و نینواست


وان غمی کو در دل زینب نشست                                     ابتدا از ساغر اینان گسست
ساغرم از می پر بود از ازل                              بعد از آن روز بشکسته شد ماند تا ابد


هرچه دارم از غم این روزگار                                یک طرف عشق است و یکسو یار
بعد از آن فوت نبی روح علی گشت منجلی         روح مادرم برفت پیش نبی بعد هم علی

 یاد خاطرات تلخ شهر شد باعث زهر و اخی      او هم نوشید عسل بعد هم برفت پیش علی
نینوا یاد آور آن روزهاست                                کربلا کو کربلا ؟ شهر مدینه اینجاست.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٦ - مصطفی

تسلیت باد

به نام خالق محبت


سلام
میخوام خیلی چیزا بنویسم دلم میخواد ها اما نمیتونم...

دختر بدرالدّجا امشب سه جا دارد عزا

گاه می گوید حسن، گاهی پدر، گاهی رضا رحلت پیامبر(ص)  شهادت امام حسن(ع) و امام  رضا(ع) بر تمامی مسلمانان به خصوص شیعیان تسلیت باد. 

پیامبراعظم (ص):

1- هر که احسانی به شما کرد آن را تلافی کنید و اگر نداشتید، به قدری که بدانید احسان او جبران شده در حقش دعا کنید.

2-هر که برای ستایش مردم معصیت خدا کند، همان ها که چشم ستایش به انها داشته سرزنشش می کنند.

 امام حسن مجتبی(ع):

۱- شستن دست پیش از غذا فقر را برطرف می سازد و بعد از غذا غم و اندوه را.

2-دانش خویش را به مردم بیاموز و دانش دیگران را فرا گیر. در این صورت دانسته ها را انفاق کرده ای و ندانسته ها را اموخته ای.

 امام رضا(ع):

1- لا تَطْلُبوا الْهُدی فی غَیْرِ القُرآنِ فَتَضِلّوا

بگفتا رضا ماه برج ولایت     هدایت مجویید از غیر قرآن

بجز راه قرآن مپویید راهی      که گمراهی آخر بود حاصل آن

2- الْتَوَکّلُ اَنْ لا تَخافَ اَحَداً الّا الله.

بزن بر لطف حق دست توکل          که لطف ایزدی باشد ترا بس

توکل آن بود کاندر دو عالم          به غیر از حق نترسی از دگر کس

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٦ - مصطفی

عاشورای دل

سلام

بعد از مدتها

توفیق

دوباره 

 

 

اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ

 

قُل لِلمُومِنينَ يَغُضُّوا مِن اَبصارِهِم وَ يَحفَظُوا فُرُوجَهُم ذَلکَ اَزکَی لَهُم اِنَّ اللهَ خَبيرٌ بِما يَصنَعُونَ

 

وَ قُل لِلمُومِناتِ يَغضُضنَ مِن اَبصَارِهِنَّ وَ يَحفَظنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا يُبدِينَ زِينَتَهُنَّ اِلَّا مَا ظَهَرَ مِنهَا وَليَضرِبنَ

 

بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُيُوبِهِنَّ وَ لَا يُبدِينَ زِينَتَهُنَّ اِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ اَو اَبَائِهِنَّ اَو اَبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ اَو اَبنَائِهِنَّ اَو اَبنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ

 

اَو اِخوَانِهِنَّ اَو بَنی اِخوَانِهِنَّ اَو بَنی اَخَواتِهِنَّ اَو نِسائِهِنَّ اَو مَا مَلَکَت اَيمَانُهُنَّ اَوِ التَّابِعينَ غَيرَ اُولِی الإِربَةِ

 

مِنَ الرِّجَالِ اَوِ الطِّفلِ الَّذينَ لَم يَظهَرُوا عَلَی عَورَاتِ النِّساءِ وَ لَا يَضرِبنَ بِاَرجُلِهِنَّ لِيُعلَمَ مَا يُخفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ

 

وَ تُوبُوا اِلَی اللهِ جَمِيعًا اَيُّهَ المُومِنونَ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ

 

 

ای رسول ! به مردان مومن بگو که چشمهای خود را از نگاه به نامحرمان فروبندند و عفاف خود را حفظ کنند که اين برای  آنان پاکيزه تر است . البته خدا از آنچه انجام می دهيد آگاه است .

و به زنان با ايمان بگو : چشمهای خود را از نگاه هوس آلود فرو بندند و دامان خود را محفوظ دارند و آنها نبايد زينت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبيعتا و قهرا ظاهر است ؛ و اطراف روسری های خود را بر سينه خود اندازند ( تا گردن و سينه با آن پوشانده شود ) ، و آنها نبايد زينت خود را آشکار سازند جز برای شوهرانشان ، يا پدان خود ، يا پدر شوهرانشان ، يا پسرانشان ، يا پسر شوهرانشان ، يا برادرانشان ، يا پسران برادرشان ، يا پسر ان خواهرانشان ، يا زنان هم کيش خود ، يا کنيزانشان ، يا افراد سفيه که رغبت به زن ندارند ،  يا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نيستند و آنها به هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمين نزنند تا زينتهای پنهانيشان دانسته شود ( و صدای خلخال که بر پا دارند بگوش برسد ) . ای اهل ايمان همه به درگاه خدا تو به کنيد باشد تا رستگار شويد .

 

 

سوره مبارکه نور آيات 30 و 31

ترجمه :

مهدی الهی قمشه ای

آيت الله مکارم شيرازی

                              185875_orig-2.jpg

خدایا از آن می ترسم که باز به غیر تو بنگرم.
از آن می ترسم که باز فراموشت کنم، که تو فراموش نخواهی کرد.
خدایا از آن می ترسم که عادی شوم.
خدایا می خواهم مثل خودت باشم و فراموش نکنم حقیقت را.
خدایا حیران و سرگردان توام، تو نیزکمکم کن که واله و مجنون گردم.
خدایا می خواهم تو خدایم باشی نه دنیا، که دنیا نیز خدای بسیاری ست.
خدایا آزاد و رها هستم و در این رهایی تو را دیدم، که فرد محبوس در دنیا تو را نخواهد دید...
 

یه جمعه ی دیگه هم گذشت

 

2l9mv00.jpg

 باز هم جمعه ...

هق هق آسمان از دست زمين

و صدای گنجشک خيسي

که از گلويش حسرت می بارد

و من با پاهای ترک خورده روی سنگفرش خيسی

که آيينه قلب توست راه مي روم

تمامي نيمکت خط خطی شده

کجا بنويسم آمدم نبودی؟

 

وعده کردی که بیایی غم دل با تو بگویم

زنگ و گرد دل خسته به شراب تو بشویم

شب و روزم به سر آمد به امید گل رویت

اسف است راحت جانم ،گل روی تو نبویم

تو حدیث دل و عشقی به سراپرده غیبت

سوز سینه نگذارد غم هجر تو نگویم

تو عزیز دل صدها گل پاکیزه صفاتی

من سرگشته توانم غم دل با تو بگویم؟ 

 

در انتظار آمدنت هستم !

اما

با من بگو كه آيا , من نيز

در روزگار آمدنت هستم ؟

کربلا دریای عشق است و جنون

 Every day is Ashura and every land is Kerbala

               کل یوما عاشورا و کل عرض کربلا 

 

یعنی میشه یه روز نزدیک نزدیک

بگیرم از خدا

اون چیزی رو که می خوام ؟؟؟!!

برام تو این شبهای عزیز دعا کنید

برا من دیونه و همه دیوانه ها

هر جا رفتید و هر جا بودید

حتی تنها

تو خونه و یه گوشه دنج ، رو سجاده

و

یه مناجات کوچولو

اما بلند

 

نه آه مانده برایم نه ناله نه فریاد

به کنج خویش فراموش مانده ام در یاد

هبوط کرده ام از اصل خویش و حیرانم

شبیه برگ خزان در هجوم وحشت باد

نشسته ام به تماشای سقف ویرانم

دوباره خانه ما در مسیر آب افتاد

مرا زخویش بگیر و به خویش برگردان

اسیر باز شود هر پرنده آزاد

کجاست آن که خرابم کند به بیماری

سرش سلامت و خوش باد و خانه اش آباد

به گردن دگران جرم خویش را مفکن

مزن به کوه بزن تیشه بر سر ای فرهاد

به آه دست به دامان چشم خویشتنیم

به زور ناله کشیدیم منت فولاد

به پنج نور مقدس تو را قسم دادن

خداش خیر دهد هر کسی که یادم داد

 

خدايا شکرت 

یه بار دیگه هم میشه  برم کربلا؟

یه بیت بسیار زیبا توی همه  ابیات زیبای مولوی برام میدرخشه که خطاب به خداست:

هم دعا از تو اجابت هم ز تو                                هم بکا از تو عنایت هم ز تو

و یاد این دعا میفتم که خودش یادمون داده :‌ خدایمان در دنیا و آخرت به ما خوبی عطا کن

و یاد آیه دیگه ای میفتم که میگه :‌بخوانیدم که اجابتتان کنم

خدایا خیلی باحالی  moharamj.jpg

عاشوراست..

آتش گرفته دلهای عاشق....

در خون شناور قرآن ناطق..

 

زد بوسه خنجر آن گلو که بوسیدپیمبر..

داغت خاکسترم کرده برادر..

 

 

عاشورا در لغت به معنای دهمین است.

در نزد مسلمانان منظور از عاشورا روز دهم ماه محرم سال ۶۱ هجری است.با گاهشماری هجری خورشیدی این روز مطابق است با مهر ۵۹اولین مراسم سوگواری را زینب خواهر امام حسین در مسجد کوفه بر برادر خویش برگزار کرد.قبل از آن در کنار اجساد شهدا در کربلا برگزار شد.

 

در شب عاشورا به يارانم چنين گفتم...

 بسم الله الرحمن الرحيم

نزديك غروب تاسوعا و پس از آنكه از طرف دشمن مهلت داده شد (و پس از نماز مغرب ) در ميان افراد بنى هاشم و ياران خويش قرار گرفتم و گفتم :


خدا را به بهترين وجه ستايش كرده و در شدايد و آسايش و رنج و رفاه مقابل نعمتهايش سپاسگزارم . خدايا! تو را مى ستايم كه بر ما با نبوت ، كرامت بخشيدى و قرآن را به ما آموختى و به دين و آيين مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بين ) و قلب (روشن ) عطا فرموده اى و از گروه مشرك و خدانشناس قرار ندادى .
اما بعد: من اصحاب و يارانى بهتر از ياران خود نديده ام و اهل بيت و خاندانى باوفاتر و صديقتر از اهل بيت خود سراغ ندارم . خداوند به همه شما جزاى خير دهد.
 جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر داده بود كه من به عراق فرا خوانده مى شوم و در محلى به نام (عمورا) و يا (كربلا) فرود آمده و در همانجا به شهادت مى رسم و اينك وقت اين شهادت رسيده است به اعتقاد من همين فردا، دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد نمود و حالا شما آزاد هستيد و من بيعت خود را از شما برداشتم و به همه شما اجازه مى دهم كه از اين سياهى شب استفاده كرده و هريك از شما دست يكى از افراد خانواده مرا بگيرد و به سوى آبادى و شهر خويش حركت كند و جان خود را از مرگ نجات بخشد؛ زيرا اين مردم فقط در تعقيب من هستند و اگر بر من دست بيابند با ديگران كارى نخواهند داشت ، خداوند به همه شما جزاى خير و پاداش نيك عنايت كند.

خوبید. میدونین اگه محرمنبود چی میشد. خدا رو شکر که هست و حداقل یه بهونست واسه یاد آوری. محرم از کجا آب می خوره؟ از روز الست. از جایی که پیمان بستیم. از اونجایی مدیون امام حسین شدیم که همون جا گفت حاضره در راه خدا از جان عزیزترشم بده. فدات شم ارباب.

اره. یه روزی شیطان گفت من چرا سجده کنم. دیگر فرشته ها هم نمی دونستن واسه چی سجده میکنن. شاید کسی نمیدونست حضرت آدم چرا با اون همه عبادت عفو نشد اما با گریه واسه ارباب بی کفن بخشیده شد. اما حالا دیگه ما میدونیم. روز عاشورا دلیل هر مدعاست...

راستی ما ارزششو داریم؟ این که امام حسین شهید بشه واسه این که ما قشنگ زندگی کنیم. حالا که شهید شدن ما داریم واقعا قشنگ زندگی میکنیم یا به خیالمون زندگی قشنگه؟

نمیگم زنده موندن تو این دنیا زیباست اما حیات وابسته به زنده بودنه.زنده بودنی که نفسش حسینی باشه.

زندگی کنیم که زنده باشیم یا زنده باشیم که زندگی کنیم؟

 

فدای امام حسن علیه اسلام بشم که بچه هاشم قشنگ زندگی کردن مثل بابا. اره زنده بودن و درک کردن و ذنبالش رفتن تا بهش رسیدن. اره شهادت از عسل شیرین تر بود واسشون چون میخواستن زنده باشن و حسینی باشن. منظورم حیات هست.

ما که امام حسین و یاراشون رو ندیدیم پس چرا این قدر میسوزیم؟ واقعا همیشه زنده هستن اگه هم باور نداشت کسی حالا باور کنه شهدا هیچ وقت نمیمیرن.

انشاالله شفاعت همه ی ما رو هم روز قیامت میکنن و تو این دنیا ما رو بیشتر به خودشمون وابسته میکنن.

نمیدونم چی شد که اینجوری نوشتم شاید اصلا قصد نداشتم اما حالا شد دیگه.

من عاشقم و بی تو به تن تاب ندارم
                                           مشغول به ذ كر توام و خواب ندارم

فریاد زنم روز قیامت كه حسین جان

                                            من نوكرم و غیر تو ارباب ندارم

 

 

DSCI0014.jpg

 

گريه مي‌كرد و بابايش را مي‌خواست. هر چه كردند آرام نگرفت. از سر شب همينطور بهانة بابا را مي‌گرفت. عمه‌اش هر چه تلاش كرد نتوانست آرامش كند. بلندبلند گريه مي‌كرد و بابا را مي‌خواست. كسي آمد و گفت:" صداي اين بچه را خفه كنيد اميرالمومنين را آزرده خاطر كرده است".
". اما بچه كه اين حرفها سرش نمي‌شد. گريه بازهم گريه بازهم گريه. من هم پر حرف شده بودم. تمام حرفهايش را ريخته بود توي من تا گوش شنوا برايشان پيدا كنم. ولي او جز براي بابا براي كس ديگري درددل نمي‌كرد. دخترك آرام اين چند روزه ناآرامي شب خرابه‌ها شده بود.
همان مرد دوباره برگشت و گفت: «اين بچه چه مي‌خواهد كه گريه مي‌كند؟» زني گفت: «آنچه شما از او گرفته‌ايد را مي‌خواهد، بابايش را» مرد برگشت هنوز چند دقيقه‌اي از رفتن او نگذشته بود كه با تشتي برگشت روي تشت را پارچه‌اي قرمز پوشانده بود. بلند شد و به سمت مرد دويد. وقتي تشت را ديد گفت: «من كه غذا نخواسته بودم» مرد تشت را روي زمين گذاشت و گفت: «اين همان چيزي است كه خواسته بودي» كنار تشت نشست. پارچه را كنار زد. ضربانهاي شديد قلب كوچكش تكانم مي‌داد.
-
          بابا سلام. بابايي كجا بودي اينقدر گريه كردم. چرا نيومدي؟
بوي بابا را حس كردم و بعد خودش را. بابا سرش را روي سينة دختر گذاشت يا

دختر سر بابا را بغل كرده بود. من هيچ وقت بوي بابايش را اشتباه نمي‌گيرم.
-
    بابا اين همه تو سر منو گذاشتي روي سينه ات اين دفعه من سر تو مي‌ذارم روي سينه‌ام. اين همه تو برام قصه گفتي حالا من برات قصه مي‌گم. قصة رقيه كوچولو.
قلب كوچكش تندتند مي‌زد. ششهايش پياپي پروخالي مي‌شدند. ديگر صداي گريه‌اش نمي‌آمد.
-
    بابايي مارو اينقدر زدن كه نگو. ولي من اصلاً گريه نكردم. مردم اينجا خيلي بدن بابا. عمه رو هم زدن بهمون فحش دادن. سنگ و آشغال پرت كردن ولي باور كن گريه نكردم. گفتم اگه بابام بياد حساب همتونو مي‌رسه.
او حرف مي‌زد ولي من خالي نمي‌شدم كه هيچ پشت سرهم پرتر مي‌شدم. از غصه از حرفهاي جديد. فقط صداي او بود و صداي قلبش .
-
    بابايي شما به من ياد داده بودي از دست كسي چيزي نگيرم، نگرفتمها. از كربلا تا اين جا هيچ چي نخوردم. الان زير اين آسمون پر ستاره‌ ما از همه گشنه‌تريم. هيچ چيز نخورديم. فقط شلاق زياد خورديم. اينها جاش روي سينه‌ام مونده. بعد دست روي من گذشت. درد تمام وجودم را گرفت.
-
    ديدي بابا چرا حرف نمي‌زني؟ مگه تو قرآن نمي‌خوندي. ديروز، پريروز. چرا هيچي نمي‌گي؟ چرا دست نمي‌كشي روي سرم بگي دختر گلم. دختر قشنگم
راست مي‌گفت من صداي قرآن خواندن او را شنيدم و شنيدم كه مردم به هم مي‌گفتند «حسين روي نيزه قرآن مي‌خواند»
صداي تاب تاب قلبش زياد شده بود. نفسش هم كه نگو حرفها به جاي اينكه از من خارج شوند داخل مي‌شدند و جا را براي قلب كوچكش تنگ مي‌كردند.هر چه مي‌گفتم: «غصه‌ها بيرون برويد سينه جاي قلب است» گوش نمي‌دادند.
شايد هم حق داشتند كجا مي‌توانستند بروند؟
-
    بابايي نگاه كن ببين. آجي و عمه رو. ديگه خسته شدن. مگه تو نگفته بودي به آجي چادر سركنه ولي اون الان چادر نداره خيلي‌هاي ديگر هم ندارن. بابايي چرا هيچي نمي‌گي؟ چقدر گريه كنم آخه؟ چشام داره مي‌سوزه. تشنه‌ام. گشنمه. دلم برات تنگ شده.
هجوم غصه‌ها به درونم تپش قلب كوچكش را سخت كرده بود. با حرف زدن او غصه‌ها كم نمي‌شد
  بايد بابا حرف بزند تا آرام بگيرد. حسين چيزي بگو. حرفي بزن. رقيه كه هيچ من ديگر تاب ندارم. مگر سينة دختر سه ساله چقدر جا دارد.
-
    بابا دستاي داداش علي رو بستن پيش خودشون نگه داشتن. بابايي اين آقاهه كيه بهش مي‌گن اميرالمومنين. مگه تو نگفته بودي به باباي تو مي‌گن اميرالمومنين بابا يه چيزي بگو. بگو رقيه نازنين دردت به جونم.
دستهايش محكمتر سر بابا را بمن مي‌فشردند. غصه‌ها امانم را بريده بودند. فشار آنها از داخل و فشار سر حسين از بيرون جايي براي قلب او
  نگذاشته بودند. ششهايش كمتر پروخالي مي‌شدند حسين حرفي بزن. حسين خجالت نكش. رقيه از دست مي‌رود.
-
          بابايي چرا فقط سرتو آوردن؟ پس دستات كجاست دستاي منو بگيري ببوسي؟ بابا اگه حرف نزني قهر مي‌كنم ها!
ششهايش ديگر پروخالي نمي‌شدند. آرام روي زمين دراز كشيد. فشار سر حسين رويم كمتر شد. قلبش خيلي آرامتر شد، آرامتر مي‌زد.
-
          سلام بابايي چرا جواب نمي‌دادي هر چي صدات مي‌كردم.
غصه‌ها كار خودشان را كردند قلبش سكوتي در درونم ايجاد كرد. سكوتي زجرآور.
سر حسين از دستانش رها شد. سكوت فضاي درونم را حسين شكست.
 بالاخره بابا هم حرف زد: «انالله و انا اليه راجعون»

 سه ساله حضرت ابی عبدالله الحسین(ع)

حضرت رقیه(س)

مَن ذَا الّذی خَضَبَکَ بِدِمائکَ یا اَبَتاهُ، مَن ذا الّذی قَطَعَ وَ ریدَکَ یا اَبَتاهُ،

مَن ذا الّذی یا اَبَتاهُ اَیتَمَنی عَلی صِغَرِ سِنّی.

بابا جان، چه کسی تو را به خونت رنگین کرده؟ چه کسی رگهای گردنت را بریده؟ چه کسی مرا در کودکی یتیم کرده؟ بابا جان، کاش خاک را بالش زیر سرم قرار می دادم ولی محاسن تو را خضاب شده به خون نمی دیدم.

تا اینکه دهان را نزدیک دهان پدر نهاد و گریه سخت کرد چنانکه بیهوش شد و افتاد. او را حرکت دادند، از دنیا رفته بود. خرابه یکپارچه عزا شد. اهل دمشق همه گریان شدند ... .

 

 

آه ای صبا چون تو مدهوشم من،خود فراموشم من،خانه بر دوشم من،خانه بردوش

من درپیش کو به کو افتادم،دل به عشقش دادم،حلقه در گوشم من،حلقه در گوش

گر در کویش برسی برسان ، این پیام مرا

بی چراغ رویت ، من ندارم دیگر ، تاب این شبهای سرد و خاموش

هر گز هرگز باور نکنم ، عهد و پیمان ما ، شد فراموش

 

ای جان من غرق سودای تو ، بی تماشای تو ، دل ندارد ذوق گفتگویی

بی جلوه ات آرزو بی حاصل ، بی تو در باغ دل ، خود نروید سرو آرزویی

شبها مرغ لب بسته منم ، دل شکسته منم

تا سحر بیدارم ، سر به زانو دارم ، بر نخیزد از من ، های و هویی

بی تو سیر گل را چه کنم ، گل ندارد بی تو ، رنگ و بویی

 

اما اینم یه جوابیه

آقا  چرا بهت بر خورد خوب. ببین فقط یه ریزه از ظلم و ستم خلفاتون بگم . اگه تو مدینه با خانواده پیامبر بد رفتاری نمی کردن کسی جرات داشت تو روی نوه پیامبر وایسه؟ یا بهشون بگه اینا خارجین؟ اخه خارجیا چادر سر نمیکنن. یا بگن ما خارجیا رو تو قبرستون خودمون دفن نمیکنیم و خانم رقیه علیه السلام گوشه خرابه دفن شدن. این و بگم اگه حضرت محسن رو پشت در مدینه شهید نمیکردن مطمئن باش اجازه نمیداد کسی به خواهرش اینجوری بی احترامی کنه.

راستی ام کلثوم علیه السلام هم حالا به نفع شماست که ازش یاد میکنین؟ تا دیروز علمای شما که میگفتن خانوم ام کلثوم وجود نداره چی شد؟

 سلام بر حسين

مسيح بر فلک و مرتضی علی به تراب

دلم از آتش این غصه بود , بسکه کباب

سوال کردم از اين ماجرا , ز پير خرد

چو غنچه لب به تکلم گشود و داد جواب :

که قدر هر دو به ميزان عدل سنجيدند

علی گرانتر از او بود , در همه ابواب

بماند کفه ميزان مرتضی , به تراب 

به آسمان چهارم , مسيح کرد شتاب

مسيح کفه خورشيد را گرفته به کف

بجستجوی علی هست تا به يوم حساب

خیلی پست طولانی ای شد .

اللهم عجل الولیک الفرج


خدایا : به من زیستی عطا کن که در لحظه ی مرگ ، بر بی ثمری
لحظه ای که برای زیستن گذشته است ، حسرت نخورم ، و مردنی
عطا کن که ، بر بیهودگیش ، سوگوار نباشم.
بگذار تا آن را من ، خود ، انتخاب کنم ، اما آنچنان که تو دوست داری.
خدایا : چگونه زیستن را تو به من بیاموز،
چگونه مردن را خود خواهم دانست.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٦ - مصطفی

 

بسم الله الرحمن الرحیم بلاخره اومدم اما با کلی تاخیر. خدا کمکم کن.. تو هديه های کوچک را قبول می کنی خدايا ! تو ! فقط تو با همه مهربانی حتی با کسی که هیچ کس به او مهر نمی ورزد. تو کسی را می پذیری که هیچ سرزمینی او را نمی پذیرد. تو ! فقط تو هستی که نیازمندان را کوچک نمی بینی و از خانه ی خودت دورشان نمی کنی ! تو کوچک ترین هدیه ها را می پذيری ، قدر کارهای کوچک را می دانی و با پاداش های بزرگ قدردانی ات را نشان می دهی . هر کسی به سویت بیاید، تو هم به او نزدیک می شوی و هر که به تو پشت کند، تویی که صدایش می کنی ! تو که مهربانی ! فرازی از دعای امام سجاد (ع) راستی شمام مثل بقیه ادما به ظاهر دیگران نگاه میکنین و در مورئشون قضاوت میکنین؟ خدا کمکمون کنه. همین کارارو میکنیم که امام زمان از ماها شاکی میشه نه؟ تا دیروز به طرف هر چی از دهنش در میومد میگفت اما امروز کنارش میشینه و بیخیال دیروزش که چه ها کرد. ابرو بردن چه راحت شده . واقعا چرا؟ دلیل هر چی هم باشه قانع کننده نیست. یه چیز دیگه راستی ریش گذاشتن و درست لباس پوشیدن به معنی مسلمان بودنه؟ واقعا؟ چرا ؟ خدایا یا ریشگذاران بی ریشه رو از ریشه بکن که ابروی اسلام و نبرن هر چند که من خودم از همه بدترم... از دورو برمون اصلا خبر داریم یا توجه میکنیم کجای کاریم؟ فقط میدونم هر جی میدوییم نمیرسیم و دتیتشم بی دلیلیه. امشب نمیدنم چمه چرا قاطیم. خدایا ببخش. ایشالله که همهی مسلمانان شیعه سر بلند و سر افراز باشن. و عراق هم به خاطر وجود مقدس ائمه ی الهی و مردم شیعه ای مه داره به ارامشو اسایش برسه. تو یه کتاب که چاپ69 بود خونده بودم که از علائم ظهور امام زمان عج همین جنگ عراق هست ایشالله اقا میاد...

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        جمعه ۱۱ آبان ،۱۳۸٦ - مصطفی

قضيه ما

سلام به همه ی عزیزان

تقدیم به دوستان گلم

من رو ببخشد باید زود تر از اینا اپ میشدم اما مثل اینکه کارا گره خورده بود خدا کنه بتونم اینا رو ثبت کنم .شرمنده که نتونستم حتی واسه روز مادر چیزی بنویسم.بلاخره امتحانت تموم شد مونده یه پروژه ی پر درد سر که منم مثل همیشه گذاشتم واسه روز آخر. این ترم خوب درس نخوندم چوبش رو خوردم و تا آخرش یادم نمیره که از هر درسی هم بدم بیاد باید یاد بگیرم تا به ته دیگ نخورم .از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون یه استاد خسته داریم که به ما بروبچه های داغون درس میده خداییش هممون با فیزیک مشکل داریم آخه فیزیک چه دخلی به معماری داره ؟حالا مام که مجبور شدیم تابستون برداریمش آخه می گن پیش نیاز ایستایی هست. بگذریم.غرض غیبت نبود البته کارمم(دیر اومدنم)رو توجیه نمی کنم  شما به بزگواری خودتون ببخشید.ولی دلم پره دیگه کارد بزنی خون نمیاد.

تولد مادر اعظم اولیا. شرف عرش کبریا وهمسر با وفای

مولا .دخت محمد مصطفی(ص) انسیه حورا.حضرت زهرا(س) را

تبریک میگم

 و یک تبریک خاصه به تمامی مادران شیعه

مادرم روزت مبارک

من که روم نمیشد رو در رو بگم. از شانس ما هم روز مادرشهرستان بودن و منم موقعیت رو مناسب دیدم و با تلفن سر مامانیمون رو بردیم. چند روزه که ندیدمشون.شاید امروز برگردن به سلامتی ایشالله.

تقديم به ستاره آسمانی عشق عصاره عصمت خلقت حضرت فاطمه زهرا(س)و همه مادرانی که اشک چشمان شان نهال کوچک عشق ما را آبياری کرد.

هزار خاطره گفتم برای چشمانت

من وتمام وجودم فدای چشمانت

تورا که وسعت ديدت به بی نهايت هاست

چرا نشسته به گودی پای چشمانت

مرا به ياد عبور زمان می اندازد

خطوط منحنی انتهای چشمانت

شمال شرقی چشمت هميشه بارانی است

و ابری است و گرفته هوای چشمانت

و برگ سبز من اين است تحفه پائيز

غزل غزل گل اشکم به پای چشمانت

اما 15 تیر 21جمادی الثانی سالروز وفات خانم ام کلثوم  بود و به امام عصر وتمام محبانشان تسلیت میگم.

حضرت فاطمه ی زهرا (س):به خدا در نمازم تو را(ابوبکر ملعون)نفرین میکنم.

روز22جمادی الثانی روز به درک رفتن سگ سنی پیر ابوبکر لعنت الله علیه مبارک باد.

اما امروز 20 تیر مصادف است با درگذشت مشکوک حجت الاسلام شیخ احمد کافی. خداییش مرد بود . خدا رحمتش کنه عجب اخوند با حالی بوده الانم بعضی از سخنرانیاش رو که گوش میدی کلی صفا میکنی .هر آنچه از دل براید بر دل نشیند.

خدا کنه این سری تیم ملی ابرو داری کنه و حالمون رو نگیره . خدایی دیگه آرژانتین روحم و شاد کرد.

زیادی هجو گفتم من و ببخشید .

 از اربابم چیزی ننوشتم.آخه سر خط اصلی وبلاگ ما ایشونند.شمام یه چیزی بگید و ما رو خوشحال کنید هر چند نوشته هام شاد ارزشی نداشته باشه.

هنوز مانده بر دلم،حسرت و آرزوي تو
شكست قلب عاشقم در انتظار روي تو



غنچه قلب من اگر پژمرده بين لحظه ها

بلور هاي حس من روان شده به سوي تو



هنوز نيست باورم جدايي تو نازنين

ربوده شادي از لبم،حسرت گفت و گوي تو



بهار مهربانيت شده خزان ببين كنون

تو فارغ از خيال من،منم به جست و جوي تو . . .

یا صاحب الزمان جمعه به جمعه کو به کو چشم به راه در میشویم تا شاید

 نور جمال دل ارای تو قلبان سیاه ما را روشن کند تا مگر این امید مانده

 برای ما کمی اراممان کند و بتوانیم به زندگی یعنی عشق به معشوق

حقیقی در راه اصلی امید برسیم . ای تنها امید ما. ای منتقم ظلم ها .ستم

زمانه ما را از پای انداخته ما منتظر ذوالفقار تو هستیم . ای خوب این

 درست است که خوبان را با بدان راهی نیست اما میدانیم که تو اهل دل

 شکستن نیستی پس انتظار میکشیم حضور سبزت را.اما اگر پیراهن

 صبرمان پاره شد چه کنیم ؟؟؟

 

زدو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی


چه کنم که هست اینها، گل باغ آشنایی


همه شب نهاده ام سر، چو سگان بر آستانت


که رقیب در نیاید، به بهانه گدایی

 

راستش روز سه شنبه که می شه بد جور دلم هوای جمکران می کنه.

دوست دارم هر هفته برم و نمی شه . اين هفته هم که نشد میدونیچند

 وقته؟  . اما...

آتش شوقی سر شار از شرم در وجودم شعله ور شده است. دلم می خواهد همين جا کنار همين ميله های آهنی بايستم و عقده دل باز کنم. از همه چيز خسته شده ام  از اين دنيای بد از اين تنهايی محض.

نگاه پر اشک را به گنبد فيروزه اش می اندازم دلم آرامتر می شود. سبک قدم بر می دارم و نزديک تر می شوم با کوله باری از گناه زار و پريشان وارد می شوم.

اينجا زيباترين محفل زمينيان و آسمانيان است. کنجی دور از درد و رنج ،ديباچه ای از راز عشق است!

اينجا دريايی از عاشقی است ،که هر کسی می تواند در آن غرق شود.

اينجا مأوای دل های غمديده و غم زده ای است که ديده چشمان غمزدشان حکايت از شوق وصال می دهد و نجوای فراق.

خوشا به حالشان!

اينجا تمام ديده ها نمناک  وبارانی است. اينجا همه چشم ها را به امانت عشق به درگه ايمان حضرت دخيل بسته اندتا او را دريابند.

اينجا مردم از ورطه طوفان بلاها و حوادث به پناه آمده اندو حديث آمدنش را زمزمه می کنند.

اينجا مشتی نيازمند که صبور و پاک زيسته اند بر اوراق دلشان با جوهر فرياد هجر نامه ای نوشته اند و از درويش لب به شکوه گشوده اند.جوانانی که حديث غريب دوست داشتن و انتظار آمدنش را با صداقت صدای باران می گويند و می خواهند که از دست ندهند لحظه های ناب بندگی در قبله عشق و صفا را.

موسپيدان حديث روسياهی سروده اند و به اميد عنايتی پناه آورده اند.

منتظران نور با اندک سرمايه ای آمده اند و برترين عبادت را برگزيده اندو نوای 

 اللهم عجل لوليک الفرج سروده اند.

مردم اينجا دل های بيمار خود را به شفاخانه حضرت دوست سپرده اند و می دانند که تنها نگاهی از آن آقا را دواست و نوازشش، شفاعت آنان.

آدرس اينجا:‌منزل اميد و قرارگاه عاشقی است. اينجا کعبع دل های منتظر است .

اينجا جمکران است.

فرشتگان از خدا پرسيدند: خدايا تو که بشر را اينقدردوست داري چرا غم را آفريدي ؟

خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم .چون اين مخلوق من تا غمگين نباشد به ياد خالقش نمي افتد!

 ممنونم که به من سر میزنید .اینجا نمیدونم چقدر راحتیت اما خدا کنه که من رو به عنوان یه دوست تنها نذارید .

یا حق.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٦ - مصطفی

آیت‌الله محمد فاضل لنکرانی

بار خدایا

ما همه از او هستیم و به سوی او باز می گردیم

 الهي! كيست كه موفق به زيارت جمال دل آرايت شدو شيدايت نشد.

بار دیگر عالمی فرزانه پرواز کرد و به عرش کبریایی رفت و در انجا سکنی گزید،این مرد خوش رو که نعمتی الهی ورحمتی بی کران بود در سن ۷۵ سالگی در حالی که از بیماری قلبی رنج میبرد دار فانی را وداع گفت و به ابدیت پزواز کرد ودر چه ایام عزیزی ،...

یا زهرا(س)

خداوند ایشان را بر سفره ی مادرشان فاطمه ی زهرا بنشاند. 

آیت‌الله محمد فاضل لنکرانی، يکی از مراجع تقليد شيعه ساکن در شهر قم بود که به سال ۱۳۱۰ در قم متولد شد و در ۲۶ خرداد ۱۳۸۶ درگذشت. پدر او آیت‌الله شیخ فاضل لنکرانی اهل شهر لنکران در جمهوری آذربایجان کنونی بود. او از شاگردان آیت الله بروجردی و همچنین آیت الله خمینی بود و در زمان انقلاب همراه با آیت الله خمینی با حکومت وقت به مخالفت برخواست. آیت الله لنکرانی پس از انقلاب مشغول به تحصیل در حوزه علمیه قم شد. از وی دو کتاب به نامهای نهایة التقریر و تفصیل الشریعه در ایران به چاپ رسیده است.

 

آیت‌الله محمد فاضل لنکرانی، در سال ۱۳۸۵ و در واکنش به توهین یک نشریه چاپ باکو به پیامبر اسلام محمد، برای دو روزنامه نگار در جمهوری آذربايجان فتوای قتل صادر کرد. انتشار آن مقاله تظاهرات مردم را در شهرهای تهران، تبریز و اردبیل در پی داشت.

امام موسى بن جعفر (ع) فرمودند:

" خوشا بحال شيعه ما، كه به طناب ما متمسكند در هنكام غيبت قائم، انهاي كه ثابت هستند در ولايت ما, ودشمنان ما را دشمن مي دارند، انها از ما هستن وما از انهاييم، انها ما را ائمه قبول كردن و ما هم انها را شيعه محسوب كرديم، بس خوشا بحالشان و خوشا بحالشان ، به خدا سوكند انها با ما در درجه ما در روز قيامت هستند"  

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦ - مصطفی

ای خدا

به نام خداوند آفریننده ی  تمام خوبیها و زیبایی ها به نام خداوند عشق و ارادت وخداوند رحیم و جلیل و ... اما یاد داشته باشیم که نام دیگر خداوند جبار است نه به این معنی که ظالم باشه نه،یعنی که ظلم ظالمین رو به خودشون بر می گردونه ، ای خدا کی جواب این نامردیا رو       می دی پس کی امام زمان میاد تا به این بد ذاتا بفهمونه که جبار یعنی چی؟  

خدایا ظهور رو برسان تا دیگه هتک حرمت نشه ، تا کسی سیلی نخوره ،تا خونه ای خراب نشه ،تا دلی نشکنه،تا تا تا....

در گلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تورا... تو گل ناز منی از دور می بوسم تورا...

الهي!د گر چه شب فراق تاريك است ، دل خوش دارم كه صبح وصال نزديك است.

سيدة نساء العالمين الصديقة فاطمة الزهراء (عليه السلام)

ای مادر با وفا اگه ما لیاقت نداریم خودت یه کاری کن

*****************************************************************

 

یا علی رفتم بقی اما چه سود

هرچه گشتم فاطمه انجا نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست

ان گل صدبرگ خوشبویت کجاست

هرچه باشد من نمک پرورده ام

دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بی فاطمه بی حاصل است

فاطمه حلال صدها مشکل است

من طواف سنگ کردم دل کجاست

راه پیمودم پس منزل کجاست

کعبه بی فاطمه مشتی گل است

قبر زهرا کعبه اهل دل است

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        جمعه ٢٥ خرداد ،۱۳۸٦ - مصطفی

New Page 3